صفحه شروعكتابكامپيوترپايان نامهآمارلينك هاي مفيدسرگرميدرباره ما

ترجمه تخصصي متون انگليسي علمي - پزشكي - نانوفناوري
[ [ [ [ فايل آماده چاپ كتاب خود را از ما تحويل بگيريد ] ] ] ]

«تجربه بد را نبايد دوباره تجربه كرد!!»

«نكاتي در مورد پياز»

قالب‌هاي زير را ميتوانيد كپي كرده و در نامه هاي الكترونيكي از آنها استفاده كنيد.

براي اين كار از Copy و Paste استفاده كنيد.

از Compose Mail استفاده كنيد و كل يك Box را در داخل كادري كه براي نوشتن نامه در اختيار شما قرار گرفته Paste كنيد. سپس در داخل متن كليك كرده و مطالب مورد نظر خود را تايپ كنيد سپس مطالب قبلي را پاك كنيد.

كلمات قصار در مورد عاقبت نسيه فروشي

مشتري داد مزن شهر نظام است اينجا ____ صحبت از نقد بكن نسيه حرام است اينجا

با دوصــد خــون جگر جنس فراهم كردم ___ گر تــو هم نســيه بري كار تمام است اينجا

 

<<>><<>>

 

 

پايان عمر لامپ كم مصرف؟؟

موضوع: مسموميت با جيوه


«»«»

هشدار وزارت بهداشت

اين متن را از يكي از نامه هاي الكترونيك دريافت شده در اينجا كپي كرده ام در مورد اينكه منبع آن وزارت بهداشت هست يا نيست خودتان تحقيق كنيد.

در صورت شکستن لامپ‌های کم‌مصرف بلافاصله اتاق را حداقل برای مدت 15 دقیقه ترک کنید.لامپ‌های کم‌مصرف محتوی جیوه هستند که شدیدا سمی و خطرناک است و در صورت تنفس کردن آن می‌تواند موجب بروز میگرن، اختلال حواس، عدم تعادل و عوارض دیگر شود و در کسانی که آلرژی دارند می‌تواند موجب التهاب شدید پوستی شود.همچنین برای جمع کردن شکسته‌ها نباید از جاروی برقی استفاده کرد، زیرا آلودگی را در خود نگاه‌داشته و به اتاق‌های دیگر منتقل می‌کند. بهتر است خرده ریزه‌ها را با جاروی معمولی توی پاکتی ریخته و درش را بسته و هرچه زود تر از خانه خارج کرد.

البته لامپ‌هاي مهتابي لوله اي هم همين خاصيت را دارند و لذا شكستن آنها كار صحيحي نيست هم جيوه داخل آنها سمي است هم پودر ديواره داخلي شيشه مهتابي سمي و سرطانزا است. بنابراين نتيجه ميگيريم كه هرچيزي نور سفيد بدهد به اين خاطر است كه درونش سمي است!!!!

«»«»

 

 

 <<>><<>>

 

 

توصيه‌اي براي مجردها !!

موضوع: من گرفتم تو نگير


«»هفتم خردادماه نود«»

 

من گرفتم تو نگير - شاعر: ايرج ميرزا

 

زن گــــرفتم شــدم اي دوسـت به دام زن اسير … من گرفتم تو نگير

چه اســـيري كه ز دنيــــا شـده ام يكسـره سير … من گرفتم تو نگير

بـــود يـك وقـت مـــرا با رفــقــا گـــــردش و ســـير … ياد آن روز بخير

زن مـرا كــرده مـيان قـفـس خـــــــانه اســـــــير … من گرفتم تو نگير

يــــاد آن روز كـــــــــــــه آزاد ز غمــها بـــــــــــودم … تك و تنها بودم

زن و فــرزند بـبـســـتند مـــــــرا بــــا زنــجـيــــر … من گرفتم تو نگير

بــــودم آن روز مـن از طايفـــه دّرد كشـــــان … بودم از جمع خوشان

خوشي از دست بـرون رفت و شدم لات و فقير … من گرفتم تو نگير

اي مجـــــرد كه بـود خوابـگــهــت بستــــر گرم … بستر راحت و نرم

زن مــگير ؛ ار نه شــــود خـوابگـهـت لاي حصير … من گرفتم تو نگير

بـــنـــده زن دارم و محـــــكوم به حـــبس ابــــدم … مستحق  لگدم

چون در اين مســــئله بود از خود مخلص تقصير … من گرفتم تو نگير

من از آن روز كه شوهر شـده ام خر شده ام … خر همسر شده ام

مي دهــد يونــجــه بـه مـن جـــــــــاي پـنـيـر … من گرفتم  تو نگير

 

اين متن را به تمام آقاياني که نياز به خنده دارند و تمام خانم هايي که جنبه دارند بفرستيد.

«»«»

  

 <<>><<>>

 

 

استاد راهنماي شما كيست؟؟

موضوع: خرگوشي كه روباه و گرگ را خورد.


«»«»

پایان نامه

 

يک روز آفتابي، خرگوشي خارج از لانه خود به جديت هرچه تمام در حال تايپ بود. در همين حين، يک روباه او را ديد.
روباه پرسيد: خرگوش داري چيکار مي کني؟

خرگوش: دارم پايان نامه مي نويسم..

روباه: جالبه، حالا موضوع پايان نامه ات چي هست؟

خرگوش: من در مورد اينکه يک خرگوش چطور مي تونه يک روباه رو بخوره، دارم مطلب مي نويسم.

روباه: احمقانه است، هر کسي مي دونه که خرگوش ها، روباه نمي خورند.

خرگوش: مطمئن باش که مي تونند، من مي تونم اين رو بهت ثابت کنم، دنبال من بيا. خرگوش و روباه با هم داخل لانه خرگوش شدند و بعد از مدتي خرگوش به تنهايي از لانه خارج شد و به شدت به نوشتن خود ادامه داد. در همين حال، گرگي از آنجا رد مي شد. گرگ پرسيد: خرگوش اين چيه داري مي نويسي؟

خرگوش: من دارم روي پايان نامه ام که يک خرگوش چطور مي تونه يک گرگ رو بخوره، کار مي کنم.

گرگ: تو که تصميم نداري اين مزخرفات رو چاپ کني؟

خرگوش: مساله اي نيست، مي خواهي بهت ثابت کنم؟

بعد گرگ و خرگوش وارد لانه خرگوش شدند. خرگوش پس از مدتي به تنهايي برگشت و به کار خود ادامه داد.

در لانه خرگوش، در يک گوشه موها و استخوان هاي روباه و در گوشه اي ديگر موها و استخوان هاي گرگ ريخته بود. در گوشه ديگر لانه، شير قوي هيکلي در حال تميز کردن دهان خود بود.

نتيجه گيري

هيچ مهم نيست که موضوع پايان نامه شما چه باشد هيچ مهم نيست که شما اطلاعات بدرد بخوري در مورد پايان نامه تان داشته باشيد. آن چيزي که مهم است اين است که استاد راهنماي شما کيست؟

«»«»

 

 <<>><<>>

 

 

روياهاي خود را جدي بگيريد

موضوع: به‌دنبال روياهايت باش و به ياوه‌هاي مرغ و خروس‌هاي اطرافت توجه نکن.


«»«»

کوه بلندي بود که لانه عقابي با چهار تخم، بر بلنداي آن قرار داشت.

يک روز زلزله اي کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که يکي از تخم ها از دامنه کوه به پايين بلغزد.

بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه اي رسيد که پر از مرغ و خروس بود .

مرغ و خروس ها مي دانستند که بايد از اين تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پيري داوطلب شد تا روي آن بنشيند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنيا بيايد.

يک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بيرون آمد .

جوجه عقاب مانند ساير جوجه ها پرورش يافت و طولي نکشيد که جوجه عقاب باور کرد که چيزي جز يک جوجه خروس نيست. او زندگي و خانواده اش را دوست داشت اما چيزي از درون او فرياد مي زد که تو بيش از اين هستي. تا اين که يک روز که داشت در مزرعه بازي مي کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج مي گرفتند و پرواز مي کردند. عقاب آهي کشيد و گفت: اي کاش من هم مي توانستم مانند آنها پرواز کنم.

مرغ و خروس ها شروع کردند به خنديدن و گفتند: تو خروسي و يک خروس هرگز نمي تواند بپرد .

اما عقاب همچنان به خانواده واقعي اش که در آسمان پرواز مي کردند خيره شده بود و در آرزوي پرواز به سر مي برد.

اما هر موقع که عقاب از رويايش سخن مي گفت به او مي گفتند که روياي تو به حقيقت نمي پيوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.

بعد از مدتي او ديگر به پرواز فکر نکرد و مانند يک خروس به زندگي ادامه داد و بعد از سالها زندگي خروسي، از دنيا رفت.

تو هماني که مي انديشي، هرگاه به اين انديشيدي که تو يک عقابي به دنبال رويا هايت برو و به ياوه هاي مرغ و خروسهاي اطرافت فکر نکن.

نويسنده: گابريل گارسيا مارکز
.

«»«»

 

 <<>><<>>

 

 

هويج را چه جوري بخوريم؟

موضوع: هويج را بپزيم يا نپزيم؟


«»«»

هويج گياه بسيار مفيدي است و خواص درماني زيادي به آن نسبت داده شده است. اما روش هاي تهيه و خوردن آن تاثير زيادي بر خواص آن دارد.

تعدادي از تحقيقات علمي تاكيد ميكنند كه براي بالا بردن ميزان جذب ويتامين هاي هويج بايستي آن را به صورت پخته مصرف كرد. برخي ديگر اشاره مي كنند كه در اثر پختن مقداري از مواد مفيد آن از بين مي‌رود و توصيه مي كنند به صورت خام مصرف شود. اما شكي نيست كه خوردن هويج با دندان آن را به ذرات بسيار ريزي كه آماده جذب باشد تبديل نمي كند از طرفي پختن باعث مي شود كه هويج به راحتي خرد شده و در معده و روده مواد مغذي موجود در آن آزاد شده و جذب بدن شوند.

انگيزه براي نوشتن اين مطالب در مورد هويج يادداشتي بود كه در يكي از كتاب هاي علمي در مورد هويج ذكر شده بود:

هويج خام آسياب شده وقتي به ميزان يك درصد به غذاهاي آبكي اضافه شود جلوي رشد باكتري خطرناكي مثل ليستريا منوسايتوژن را مي گيرد. اين باكتري يكي از آلوده كننده هاي مهم مواد غذايي از جمله گوشت و سبزيجات است و جالب است بدانيد كه اين باكتري در دماي 4 درجه يخچال نيز زنده مي ماند و براي تخليص و جداسازي آن از باكتري هاي ديگر از اين روش استفاده مي شود بنابراين بعيد نيست حتي غذاهايي كه در يخچال نگهداري شده اند آلوده به اين باكتري باشند و سبب مسموميت غذايي شوند.

بنابراين اگر هدف از خوردن هويج جذب ويتامين هاي آن است بهتر است به صورت پخته مصرف شود اما اگر همراه غذاهاي ديگر و در سر سفره مصرف مي شود اگر به صورت آسياب شده (رنده شده) مصرف شود مي تواند جلوي مسموميت هاي غذايي را بگيرد. بنابراين، هويج رنده شده بر سر سفره غذايي اثر درماني دارد و هرگز مصرف آن را فراموش نكنيد.

«»«»

 

 <<>><<>>

 

 

اينجا ايران است داداش

موضوع: سرعت عمل كاركنان پشتيباني همراه ايرانسل


«»«»

الان مدت چند ماه است كه خط 936 من مسدود شده است و علت آنهم ناقص بودن مدارك من در دفتر ايرانسل است. بيست روز پيش كپي كارت ملي را به همراه ديگر اطلاعات خواسته شده به شماره 09630 فاكس كردم و هي منتظر شدم تا مسدود بودن خط برطرف شود اما نشد.

دوباره از خط ايرانسل با شماره 700 تماس گرفتم بعد از 24 دقيقه پشت خط ماندن بالاخره يك نفر خانم پيدا شد كه جواب پرسش ما را بدهد بعد از آنكه موضوع را مطرح كردم يك شماره ديگر به من دادند كه به آن شماره فاكس كنم تا مشكلم زودتر حل شود اين دفعه به شماره 02166651778 مداركم را فاكس كردم. 24 ساعت صبر كردم و دوباره با شماره 700 تماس گرفتم ميدونيد چه جوابي دادند؟ بشنويد:

آقا خيلي عجله داريد!! بيش از يك هفته طول ميكشد تا فاكس شما به دست ما برسد!!

هيچي ديگه، مطمئن شدم خط ايرانسل من حالا حالاها آزاد نخواهد شد. شما رو بخدا شما هم فكر ميكنيد اين شماره فاكسي كه من مداركم را به آن فاكس كردم مال پاكستان است يا ايران؟؟؟ از اين اتاق به آن اتاق بيش از يك هفته وقت لازم است تا فاكس به مقصد برسد. عجب حكايتي است اين پشتيباني ايرانسل!!

تازه يادم افتاد كه در كدام كشور هستم. اينجا پاي تخت است تقصير ايرانسل نيست اينجا پاي تخت است.

«»«»


<<<<>>>>

 

 
 

 

بشنو از سنتور

سنتور ساز محبوب ايرانيان است كه صداي دلنشيني دارد و اين توان احساسي را دارد كه شنونده و نوازنده را به اوج اعلاي روحي برساند.

براي آشنايي با مرد سنتور ايران، استاد علي غفاري كه سنتورهاي ساخته شده توسط ايشان در دستان هنرنماي استادان سنتور نواز مشهور خودنمايي مي‌كند به آدرس زير برويد

علي غفاري استاد سنتورساز ايران


 


<<<<>>>>

روز دوشنبه  ---  تاريخ     09/12/89
 

تفكر درست هميشه منطقي نيست و تفكر منطقي هميشه درست نيست.


روزگاری یک کشاورز در روستایی زندگی می کرد که باید پول زیادی را که از یک پیرمرد قرض گرفته بود، پس می داد.

کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی ها آرزوی ازدواج با او را داشتند.

وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمی تواند پول او را پس بدهد، پیشهاد یک معامله کرد و گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهی او را می بخشد، و دخترش از شنیدن این حرف به وحشت افتاد و پیرمرد کلاه بردار برای این که حسن نیت خود را نشان بدهد گفت :

اصلا یک کاری می کنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسه ای خالی می اندازم، دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون بیاورد. اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من بشود و بدهی بخشیده می شود و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده می شود، اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.

این گفت و گو در جلوی خانه کشاورز انجام شد و زمین آن جا پر از سنگریزه بود.

در همین حین پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد او دو سنگریزه سیاه از زمین برداشت و داخل کیسه انداخت. ولی چیزی نگفت!

سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آن ها را از کیسه بیرون بیاورد.

تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار می کردید ؟

چه توصیه ای برای آن دختر داشتید ؟

اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید می بینید که سه امکان وجود دارد :

1ـ دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.

2ـ هر دو سنگریزه را در بیاورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.

3ـ یکی از آن سنگریزه های سیاه را بیرون بیاورد و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.

لحظه ای به این شرایط فکر کنید. هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده می شود. معضل این دختر جوان را نمی توان با تفکر منطقی حل کرد.

به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید، اگر شما بودید چه کار می کردید ؟!

پاسخ را در ادامه مطلب مطالعه فرمایید.

و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد :

دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و با ناشی بازی، بدون اینکه سنگریزه دیده بشود، وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده.

پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزه های دیگر غیر ممکن بود.

در همین لحظه دخترک گفت : آه چقدر من دست و پا چلفتی هستم ! اما مهم نیست. اگر سنگریزه ای را که داخل کیسه است دربیاوریم معلوم می شود سنگریزه ای که از دست من افتاد چه رنگی بوده است....

و چون سنگریزه ای که در کیسه بود سیاه بود، پس باید طبق قرار، آن سنگریزه سفید باشد.

آن پیرمرد هم نتوانست به حیله گری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است.

نتیجه ای که صددرصد به نفع آنها بود.

1ـ همیشه یک راه حل ساده برای مشکلات پیچیده وجود دارد.

2ـ این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویه خوب به مسایل نگاه نمی کنیم.

3ـ هفته شما می تواند سرشار از افکار و ایده های مثبت و تصمیم های عاقلانه باشد.

«««««««««O»»»»»»»»»»

 

 
 
 

 <<>><<>>

 

روز شنبه  ---  تاريخ     13/11/89
 

سير سبزي يا گياهي پر خاصيت


منبع

داشتم راجع به سير تحقيق ميكردم در جايي نوشته بودند چيني ها از مايع غليظ حاصل از حبه هاي سير براي چسباندن شيشه و چيني استفاده ميكنند. گفتم براي همه يادداشت بگذارم اما اينكه چگونه اينكار را ميتوان كرد به اختيار خودتان ميگذارم تا تجربه كنيد و كشف نماييد.

چطور؟

لطفا اگر كشف كرديد براي ما هم بنويسيد تنهايي استفاده نكنيد.

همچنين نوشته اند كه موش و خرگوش از نزديك شدن به بوته سير خوداري ميكند و از آن فراري هستند.

اووووووو .... ببينيد چي نوشته اند : 77 درصد سير دنيا را چيني ها به عمل مي آورند يعني نزديك به ده و نيم ميليون تن سير سالانه. (پس اين شمالي ها چرا نتوانسته اند بازار را قبضه كنند؟)

باز هم هست. نوشته اند سير را در يخچال نگذاريد و بهترين دما براي نگهداري آن بالاي 18 درجه و محيط خشك است. يادمه يكي از كشاورزان شمالي وقتي من از ايشان سير گرفتم گفت سر بوته هاي سير يا همان برگها را نچينيد و به صورت دسته دسته با نخ ببنديد و در يك طرف آشپزخانه از ديوار آويزان كنيد. اينكار را كرديم (من و خانمم) و چندين روز يا هفته از آن سيرها استفاده كرديم.

توصيه ديگري كه در متون انگليسي ذكر شده اين است كه قبل از پختن و بعد از كندن پوسته حبه سير 15 دقيقه صبر كنيد تا در اين مدت فعل و انفعالاتي در سير صورت بگيرد و خواص درماني آن افزايش يابد.
توصيه ديگر اين است كه سير در عمل لخته سازي پلاكت هاي خون اختلال ايجاد ميكند و اين اختلال حدود هفت روز دوام دارد پس اولا زياد مصرف نكنيد تا به خونريزي الكي ((مخصوصا خانم ها و مخصوصا خانم هاي حامله) دچار نشويد ثانيا اگر آسپيرين يا ديگر داروهاي ضدانعقادي مصرف ميكنيد از مصرف سير بدون نظر پزشك معالج خودداري كنيد.

يك جمله جالب در اينترنت ديدم بهتر است به خاطر بسپاريم:
what helps one person may harm another
معني آن اين است كه: اگر چيزي براي فردي دوا و كمك كننده است ممكن است براي فرد ديگري سم و كشنده باشد.

 

 
 
 

 <<>><<>>

 

روز جمعه  ---  تاريخ     17/10/89
 

چطور زندگي كنيم؟


تقديم به همه خوبان

چطور زندگي كنيم؟

زلال که باشی آسمان در تو پیداست

 

پرسیدم..... ،

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

با كمی مكث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد ، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

و هیچگاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است ،

در صورتیكه بدانی چطور زندگی کنی .

«»«»«»

پرسیدم ، آخر .... ،

و او بدون اینكه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم این نیست که قشنگ باشی ... ،

قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .

كوچك باش و عاشق ... كه عشق ، خود میداند آئین بزرگ كردنت را ..

بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ..

«»«»«»

داشتم به سخنانش فكر میكردم كه نفسی تازه كرد وادامه داد ...

 

هر روز صبح در آفریقا ، آهویی از خواب بیدار میشود و برای زندگی كردن و امرار معاش در صحرا میچرد ،

آهو میداند كه باید از شیر سریعتر بدود ، در غیر اینصورت طعمه شیر خواهد شد ،

شیر نیز برای زندگی و امرار معاش در صحرا میگردد ،

كه میداند باید از آهو سریعتر بدود ، تا گرسنه نماند ..

مهم این نیست كه تو شیر باشی یا آهو ... ،

مهم اینست كه با طلوع آفتاب از خواب بر خیزی

و برای زندگیت ، با تمام توان و با تمام وجود شروع به دویدن كنی ..

به خوبی پرسشم را پاسخ گفته بود ولی میخواستم باز هم ادامه دهد

و باز هم به ... ،

كه چین از چروك پیشانیش باز كرد و با نگاهی به من اضافه كرد :

زلال باش .... ،‌ زلال باش .... ،

فرقی نمی كند كه گودال كوچك آبی باشی ، یا دریای بیكران ،

زلال كه باشی ، آسمان در تو پیداست

 

 

دو چيز را هميشه فراموش كن:

خوبي كه به كسي مي كني

بدي كه كسي به تو مي كند

 

هميشه به ياد داشته باش:

در مجلسي وارد شدي زبانت را نگه دار

در سفره اي نشستي شكمت را نگه دار

در خانه اي وارد شدي چشمانت را نگه دار

در نماز ايستادي دلت را نگه دار

 

دنيا دو روز است:

يك روز با تو و يك روز عليه تو

روزي كه با توست مغرور مشو و روزي كه عليه توست مايوس نشو. چرا كه هر دو پايان پذيرند.

به چشمانت بياموز كه هر كسي ارزش نگاه کردن را ندارد

به دستانت بياموز كه هر گلي ارزش چيدن را ندارد

به دلت بياموز كه هر عشقي ارزش پروردن ندارد

 

دو چيز را از هم جدا كن:

عشق و هوس

چون اولي مقدس است و دومي شيطاني، اولي تو را به پاكي مي برد و دومي به پليدي.

 

در دنيا فقط 3 نفر هستند كه بدون هيچ چشمداشت و منتي و فقط به خاطر خودت خواسته هايت را بر طرف ميكنند،

پدر و مادرت و نفر سومي كه خودت پيدايش ميكني،

مواظب باش كه از دستش ندهي و بدان كه تو هم براي او نفر سوم خواهي بود.

چشم و زبان ، دو سلاح بزرگ در نزد تواند،

چگونه از آنها استفاده ميكني؟

مانند تيري زهرآلود يا آفتابي جهانتاب، زندگي گير يا زندگي بخش؟

بدان كه قلبت كوچك است پس نميتواني تقسيمش كني،

هرگاه خواستي آنرا ببخشي با تمام وجودت ببخش كه كوچكيش جبران شود.

هيچگاه عشق را با محبت، دلسوزي، ترحم و دوست داشتن يكي ندان،

همه اينها اجزاء كوچكتر عشق هستند نه خود عشق.

هميشه با خدا درد دل كن نه با خلق خدا

و فقط به او توكل كن،

آنگاه مي بيني كه چگونه قبل از اينكه خودت دست به كار شوي ، كارها به خوبي پيش مي روند.

از خدا خواستن عزت است، اگر برآورده شود رحمت است و اگر نشود حكمت است.

از خلق خدا خواستن خفت است، اگر برآورده شود منت است اگر نشود ذلت است.

پس هر چه مي خواهي از خدا بخواه

و در نظر داشته باش كه براي او غير ممكن وجود ندارد

و تمام غير ممكن ها فقط براي شماست.


 
 
 

 <<>><<>>

 

روز شنبه  ---  تاريخ     27/09/89
 

آدم بايد چه جـــــــوري باشـه؟


آدم:

اگه سربزير و متفكر و توي خودش باشه، ميگن: افسردگي داره، روانيه، سيمهاش قاطيه!

اگه بگو و بخند و شاد و شنگول باشه، ميگن: جلفه، دلقكه، هجوه!

اگه چاق و اضافه وزن داشته باشه، ميگن: شكموئه، پرخوره، مال مفت تور كرده!

اگه لاغر و جمع و جور و ميزون باشه، ميگن: كنسه، نخوره، حمال وارثه!

اگه از حقش دفاع كنه و زير بار زور نره، ميگن: جنجاليه، با همه دعوا داره، خروس جنگيه!

اگه از حقش بگذره و گذشت كنه، ميگن: بي عرضه است، حيف نون و دست و پا چلفتيه!

اگه اهل تحقيقات و كتاب باشه، ميگن: ايــــــنو، واسه ما شده آقاي مطالعه!

اگه با عيالات متحده اش مشكلي نداشته باشه، ميگن: زن ذليله، زن نگرفته كه، شوهر كرده!

اگه مرد سالار باشه و حرف، حرف خودش باشه، ميگن: انگار كلفت آورده!

اگه دست به جيبش خوب باشه و به مردم كمك كنه، ميگن: پول پارو ميكنه، اهل زد و بنده!

اگه اهل بريز و بپاش و ولخرجي نباشه، ميگن: پولهاشو انبار ميكنه، جون به عزرائيل نميده!

اگه زبون باز و متملق و چاخان باشه، ميگن: معاشرتيه، فوق العاده است، دوست داشتنيه!

اگه راست و درست و بي كلك باشه، ميگن: هيچي نميشه، به درد لاي جرز ميخوره!

بالاخره ما نفهميديم چه جوري باشيم؟

جواب: خودت باش، هر كي مي‌خواي باش

يعني:

به ساز خودت برقص حرف مردم رو ول كن. بزار هرچي ميخوان بگن.

گور پدر مردم

 

 
 
 

 <<>><<>>

 

روز جمعه  ---  تاريخ     21/08/89
 

فلفل نخوريد سم مهلك است


در مورد فلفل گفته‌هاي زيادي ديده‌ايم و شنيده‌ايم اما من كاري به ديگران ندارم تجربه خودم را برايتان مينويسم:

من دانشگاه كه بودم هر موقع در غذاخوري دانشگاه ناهار مي خوردم كسل ميشدم خوابم ميگرفت و خلاصه تا شب قادر به كار نبودم و اكثرا سردرد هم به سراغم مي‌آمد اما روزي متوجه شدم كه استفاده از پودر فلفل در هنگام خوردن غذا تقريبا همه اين مشكلات مرا (آن روز) از بين ميبرد و سنگيني حاصل از غذا خوردن را احساس نميكنم. اين بود كه افتاديم رو خط خوردن فلفل.

شكي نيست كه:

فلفل مواد مفيد زيادي دارد اثر ضد ميكربي دارد و از آن براي جلوگيري از رشد باكتري‌ها و تقويت رشد قارچهاي مخمري در آزمايشگاه استفاده مي شود اثر مسكن دارد و دردهاي معدي روده اي را تسكين ميدهد از همه آنها گذشته لذت غذا را بيشتر ميكند

اما

با همه اين منافع و حسن ها بعد از 24 ساعت كه برخي از مواد غيرقابل هضم آن به روده بزرگ مي رسند انسان را كلافه ميكنند و نيروي تمركز و قواي فكري را پايين مياورند همچنين استفاده از فلفل قند خون را پايين ميآورد كه طبق مقالات معتبر چاپ شده اين اثر تا 18 ساعت ادامه دارد و فرد را مبتلا به كاهش قند خون مي كند و قند گلوكز تنها منبع انرژي براي سلولهاي مغز محسوب مي شود لذا سلولهاي مغزي در اثر كاهش قند بازده خود را از دست مي دهند.

در اثر استفاده طولاني مدت از آن مزاج بدن رو به افول گذاشته و علائمي ظاهر ميشود به قرار زير:

حساسيت به باد و سرما : فرد پيشاني مرطوبي دارد تحمل نشستن در مقابل باد پنكه و كولر را ندارد و سريعا دچار سردرد مي شود زود زود سرما ميخورد و سينوزيتها دائما پر و بيني مسدود است.

تحمل به خوردن غذاهايي كه طبيعت آنها سرد است پايين مي آيد من در دوراني كه فلفل مصرف مي كردم (الان كلا قطع كرده ام) پنير ، سنگگ ، ترشي ، خيار شور ، بادمجان و خيلي ديگر از غذاها را اگر ميخوردم دچار دلدرد ، عدم تخليه معده و سردرد ميشدم و در موارد شديد حتي كار به استفراغ هم ميكشيد اما باورتان نميشه الان هم سنگگ ميخورم هم پنير و هم خيار شور و بادمجان و ... و اين توانايي را به خاطر قطع مصرف فلفل بدست آورده ام

در مورد سمي بودن فلفل براي اعصاب و مغز در كتابخانه ملي امريكا (از طريق اينترنت در دسترس است) مقالات تحقيقاتي زيادي وجود دارد و من به خاطر مشغله كاري نمي توانم همه مطالب را در اين مورد جمع آوري و در سايت بگذارم اما توصيه مي كنم:

اگر مرتب سردرد ميگيريد

اگر بدني حساس به استرسها داريد

اگر زود زود سرما ميخوريد

اگر تحمل نشستن در جلوي باد كولر را نداريد 

اگر شغلتان به گونه اي است كه مغزتان زياد فعال است

اگر براي امتحان كنكور مطالعه مي كنيد

اگر بعد از خوردن آب سرد يخچالي دچار ضعف معده و ناراحتي مي شويد

اگر پشت كامپيوتر زياد مي نشينيد

اگر معده شما گير ميكند و مرتبا دچار حالت تهوع و استفراغ مي شويد

توصيه ما اين است كه اصلا فلفل نخوريد حتي يك ذره . تحقيقات نشان ميدهد اثر سمي فلفل حتي وقتي كه به مقادير بسيار اندك نيز وارد روده مي شود در بدن ايجاد مي شود استفاده از پودر فلفل ، ادويه جات و هر نوع فراورده اي كه حاوي فلفل باشد را كلا قطع كنيد باور كنيد از روزي كه من متوجه اين قضيه شده ام (تصادفي اما در اثر پيگيريهاي مرتب خودم) و مصرف فلفل را قطع كرده ام سردردهايم 90 درصد كاهش پيدا كرده و تقريبا ميشه گفت سردرد ندارم

البته به كدبانو بگيد يواشكي فلفل تو غذا نريزد!!! و حتما هم طوري بگيد كه بعدا در هنگام عصبانيت غذاي شما را پر از فلفل نكند !!! ديگـــــــه

فقط كافي است يكي دو هفته به اين توصيه عمل كنيد آنگاه تحول ايجاد شده در بدن خود را احساس خواهد كرد

 

 
 
 

 <<>><<>>

 

روز پنج شنبه  ---  تاريخ     15/08/89
 

سخنان حكيمانه


لشکر گوسفندان که توسط یک شیر اداره می‌شود، می‌تواند لشکر شیران را که توسط یک گوسفند اداره می‌شود، شکست دهد.

 ((نارسیس))

هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می‌دوزیم که درهای باز را نمی بینیم.
((هلن کلر ))

برای پخته شدن کافیست که هنگام عصبانیت از کوره در نروید.

همیشه بهترین راه را برای پیمودن می‌بینیم اما فقط  راهی را می پیماییم که به آن عادت کرده‌ایم.
((پائولو کوئلیو))

اندیشیدن به پایان هر چیز، شیرینی حضورش را تلخ می کند. بگذار پایان تو را غافلگیر کند، درست مانند آغاز.

هیچ کس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی به کسی ببخشد و هیچ کس آنقدر ثروتمند نیست که به لبخندی نیاز نداشته باشد.

بمان تا کاری کنی نه کاری کنیم تا بمانیم.  
((دکتر شریعتی))

از حضرت عیسی(ع)پرسیدند که سخت ترین چیز در هستی چیست؟ گفت: خشم خدا. گفتند: از این خشم چگونه امان یابیم. گفت: ترک خشم خویش کنید تا ایمن از خشم خدا شوید.

آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق می گردد، ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است. زیرا او دیگران را خوشبخت تر از آنچه هستند تصور می کند.

در لحظات شادی، خدا را ستایش کن، لحظات سختی خدا را ياد کن، لحظات آرامش خدا را مناجات کن، لحظات دردآور به خدا اعتماد کن، و در تمام لحظات خداوند را شکر کن.

شاد بودن بزرگترین انتقامی است که می توان از زندگی  گرفت (!! اين هم براي كساني كه هميشه به فكر انتقامند !!).

تاریخ یک ماشین خودکار و بی راننده نیست و به تنهایی استقلال ندارد، بلکه تاریخ، همان خواهد شد که ما می خواهیم.
((ژان پل سارتر))

بهترین اشخاص، کسانى هستند که اگر از آن ها تعریف کردید، خجل شوند و اگر بد گفتید، سکوت کنند.
((جبران خلیل جبران))

مشکلی که با پول حل شود، مشکل نیست ,هزینه است!!!!

در زندگی از تصور مصیبت های بیشماری رنج بردم که هرگز اتفاق نیفتادند.

ساده ترین کار جهان این است که خود باشی و  دشوارترین کار جهان این است که کسی باشی که دیگران می خواهند.

 

 
 
 

 <<>><<>>

 

روز يك شنبه  ---  تاريخ     890219
 

گور باباي چرچيل !!


چرچيل نخست وزير مشهور بريتانيا روزي سوار تاكسي شده بود و براي انجام مصاحبه مهمي به دفتر BBC مي رفت. هنگامي كه به مقصد رسيد موقع پياده شدن به راننده گفت: آقا نيم ساعت صبر كنيد تا من برگردم.

راننده گفت: نه آقا! من مي خواهم سريعاً به خانه بروم مي خواهم به سخنراني چرچيل از راديو گوش دهم.

چرچيل كه از علاقه اين هموطنش به سخنراني وي خيلي خوشحال و ذوق زده شده بود يك اسكناس ده پوندي به او انعام داد.

راننده با ديدن اسكناس گفت : "" گور باباي چرچيل! اگر بخواهيد تا فردا هم همينجا منتظر ميمانم!!""

«« درود بر اين هموطن پول »»
 

 
 
 

 <<>><<>>

 

روز سه شنبه  ---  تاريخ     890131
 

با عشقتان بايد چگونه باشيد؟ (مخصوص زن ذليل‌ها)


اگر یک مرد هستید و دوست دارید عشقتان همیشه ازشما و رابطه‌تان راضی و خشنود باشد باید در زندگی او چنین آدمی باشید :

...
 یک دوست
 یک همدم
 یک عشق
 یک پدر
 یک برادر
 یک مدير
 یک نجار
 یک برقکار
 یک لوله کش
 یک مکانیک
 یک دکتر
 یک طراح
 یک متخصص زنان
 یک روانپزشک
 یک روانکاو
 یک ماساژور
 یک شنونده خوب
 یک برنامه ریز خوب
 یک آدم تمیز
 با احساس
 ورزشکار
 گرم
 دلسوز
 شجاع
 باهوش
 بامزه
 خلاق
 قوی
 رقیق القلب
 همدرد
 پر تحمل
 آینده نگر
 بلند پرواز
 لایق
 قابل اعتماد
 راستگو
 قابل اتکا
 و
 
 و این نکات را هرگز فراموش نکنید :
 .
 .
 مدام از او تعریف کنید
 عاشق خرید کردن باشید
 صادق باشید
 پول تان از پارو بالا بره
 و به دخترهای دیگه هم اصلاً نگاه نکنید
 و در عین حال شما باید :
 .
 .
 تمام توجه تان را به او معطوف کنید و اصلا توقع همین رفتار را از او نداشته باشید .
 زمان زیادی را به او اختصاص بدهید.
 به او فرصت کافی بدهید،
 (این یعنی : هیچ وقت نپرسید که کجا میری!!!)
 .
 .
 و تاکید می کنم که این سه چیز را هرگز فراموش نکنید:
 .
 .
 تولدش را
 سالگردهای مشترکتان را
 و قرار ملاقات هایی که می گذاره
 .
 .
 و حالا خانم ها چطور می توانند یک مرد را خوشحال کنند؟!
 .
 

فقط دست از سرش بردارید و تنهایش بگذارید!!!
 

 
 
 

 <<>><<>>

 

روز يك شنبه  ---  تاريخ     881027
 

طراحي منطقي چيست؟ (what is rational design?)


طراحي منطقي

Rational Design يا طراحي منطقي روندي است كه در آن، محقق ابتدا بر اساس دانش و اطلاعات موجود در مورد نحوة ارتباط بين خصوصيات مولكول‌ها و ساختمان آنها، ساختمان مولكولي را كه برآورنده نياز خاصي است پيش بيني كرده و سپس شروع به ساخت آن مي‌كند. كامپيوتر و بيوانفورماتيك يكي از ابزارهاي اساسي براي تأمين اين منظور مي‌باشد.
 

 
 
 

 <<>><<>>

 

روز يك شنبه  ---  تاريخ     880922
 

ياس و نوميدي برابر با مرگ است، باور نمي كنيد از زبان ابليس بشنويد.


روایت مي‌كنند كه:

روزی شیطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش مي‌گذارد. او ابزارهای خود را به شكل مناسبي به نمایش گذاشت. وسایل او عبارت بودند از: خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسد، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها. ولی در میان اين ابزارها، یكی از ابزارها، كه بسیار كهنه و مستعمل به نظر می‌رسید، شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد. كسی از او پرسید: این وسیله چیست؟ شیطان پاسخ داد: این نومیدی و افسردگی‌ست آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران؟ شیطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون این مؤثرترین وسیلة من است. هرگاه سایر ابزارهايم بی‌اثر می‌شوند، فقط با این وسیله می‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه كنم و كاری را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسی را به احساس نومیدی، دلسردی و اندوه وا دارم، می‌توانم با او هر آنچه می‌خواهم بكنم.. من این وسیله را در مورد تمامی انسان‌ها به كار برده‌ام. به همین دلیل این قدر كهنه است.

نتيجه گيري: گور به گورش كنند شيطان است. «توبه گرگ مرگ است»

 
 
 

 <<>><<>>

 

 

سرور گرامي جناب آقاي هميشه سبز

موضوع: خوشحالي دائمي شما آرزوي قلبي ماست


«»«»

سـحــر بلــبل حــکایـت با صــبا کــرد        «»     که دیدی عشق گل با ما چه ها کرد

«»«»

از آن رنگ و رخم خون در دل انداخت       «»       و زان گلــشن بـه خــارم مـبـتلا کــرد

«»«»

به هـر سـو بلـــبل بیـــدل در افــغان        «»       تنــعــم در مـــیان بــاد صـــبا کــــرد

«»«»

نقــاب گــل کـشیــــد و زلـف سنبل        «»       گــــره بنـــد قبــــای غنچــــه وا کرد

«»«»

غــــلام هـمـت آن نـازنـیــنــــــــم          «»        که کــــار خیــر بی روی و ریــــا کرد

«»«»

خوشش بادا نسیــــــم صبحگاهی         «»        کـه درد شـب نشینـــــان را دوا کـرد

«»»«

من از بیــــگانگان هرگز ننـــــــالم           «»      که با من هرچه کــــــــرد آن آشـنا کرد

«»«»

گر از سلطان طمع کردم خطا بود          «»       ور از دلبـــــر وفا جســـــتم جفا کــــرد

«»«»

وفا از خواجـــــگان مـــلــک با من           «»       کمــــال دولــت دین بوالــــوفا کـــــرد

«»«»

بشـــارت بر به کـــوی میفروشان          «»       کـه حــافظ توبـه از زهــد و ریـا کـــرد

«»«»

 

 <<>><<>>

 

روز يك شنبه  ---  تاريخ     880922
 

پيدا كردن مختصات (طول و عرض و ارتفاع) جغرافيايي شهرها و روستاهاي معروف


واقعا اينترنت الان كارها را خيلي راحت كرده است. براي يك بررسي علمي لازم بود ارتباط بين طول و عرض جغرافيايي را با شيوع يك بيماري ارزيابي كنيم. شايد سايت هاي مفيد ديگري نيز باشد اما سايت www.heavens-above.com را من خيلي جالب يافتم. هم مي توان مختصات مورد نياز را پيدا كرد هم مي توان بر روي هر شهر و نقطه اي در روي كره زمين فوكوس نموده و با بزرگنمايي خوبي جزئيات را مساهده كرد براي ادامه مطلب به اينجا برويد.

طول و عرض و ارتفاع شهرها ......

 
 
 

 <<>><<>>

 

روز چهار شنبه  ---  تاريخ     880904
 

خطرات استفاده از عينك (جوش هاي ناحيه بيني و اطراف چشم خطرناك هستند).


عينك شما اين افتخار را دارد كه هميشه بر بيني شما سوار است و پايك ها يا زين پلاستيكي آن دائما در تماس با بيني شماست، اما بايد توجه كنيد كه هر بار  كه شما صورت خود را مي شوييد يا هر بار حمام ميكنيد، ميكرب هاي خطرناك موجود در روي پوست را پاك مي كنيد ولي ميكرب هاي جايگير شده در زين عينك باقي ميمانند و وقتي شما بعد از استحمام از عينك خود استفاده مي كنيد ميكرب هاي روي چارچوب مستقيما بر روي پوست قرار گرفته و با فشار هاي وارد شده به داخل پوست تلقيح مي شوند. بنابر اين اگر در ناحيه بيني جوش هاي سمج و مقاوم و دردناكي پيدا مي شوند كه هر از گاهي شما را اذيت مي كنند بايد بدانيد كه آنها از طريق آلودگي زياد عينك و از طريق فشار وارده در اين ناحيه كه نزديك به چشم است و نزديك ترين ناحيه به مغز نيز هست تلقيح مي شوند. آلودگي ميكربي در اين ناحيه خيلي خطر آفرين است پس چه كار بايد كرد؟

جلوي فشار چارچوب عينك بر پوست بيني را نمي توان گرفت اما ميكربهاي اين ناحيه از عينك را به راحتي ميتوان از بين برد. كافي است هر دو يا سه روز يك بار ناحيه زين عينك را كه بر روي بيني سوار مي شود با استفاده از دترژانت قوي مثل پودر رختشويي مالش داده و سپس با يك پارچه تميز يا دستمال كاغذي خشك كنيد. براي اين كار انگشت خود را زير شير آب گرفته خيس كنيد و سپس بر پودر رختشوئي بزنيد و اگر لازم ديديد عينك را نيز زير آب بگيريد سپس با مالش پودر رختشويي بر چارچوب و زين عينك سعي كنيد چربي هاي خلل و فرج و لبه ها را كاملا پاك كنيد. مطمئن باشيد كه اگر به صورت مرتب هفته اي يك بار هم اين كار را انجام دهيد ديگر مبتلا به جوش هاي دردناك روي بيني و ناحيه اطراف چشم نخواهيد شد.

اين هم يكي از خواص مفيد پودر رختشويي كه بي آن هرگز نتوان ....

 
 
 

 <<>><<>>

 

روز سه شنبه  ---  تاريخ     880812
 

تانك مركزي اعلام كرده كه تورم امسال نسبت به پارسال كلي كاهش داشته!


واقعاً مردم اين كاهش تورم اعلام شده را با جون و پولشان احساس مي كنند. جون ميدند پول مي‌گيرند پول مي‌دند نون ميگيرند!! نون مي خورند جون ميگيرند، كار ميكنند پول ميگيرن، پول ميدن ....

امروز هوس كرديم سالاد الويه را با نون باكت بخوريم رفتم فانتزي فروشي 4 تا باكت سفارش دادم و طبق معمول يه دونه هزاري گذاشتم رو شيشة ويترين. يه كم مكث كردم تا بقيه اش رو بگيرم. فروشنده گفت آقا ميشه هزار وووو دويست تومان. هزار و دويست را دادم وقتي خواستم بروم پيش خودم فكر كردم آخه نميشه كه باكت معمولي 150 توماني يه دفعه بشه 300 تومان. برگشتم و پرسيدم: آقا نون باكت گرون شده؟ جواب داد دونه اي سيصد تومن شده. پيش خودم گفتم:

الله مملكت بئله پيشرفت ائلر با. يوزه يوز !!

ترجمه: مملكت امام زمان بايد هم اينجوري پيشرفت كنه! صد به صد

 
 
 <<>><<>>

 

روز شنبه  ---  تاريخ     880802
 

فن پاور كامپيوترم يواش مي چرخه، پره هاش ديده ميشه، صدا هم مي ده!


فن كامپيوترم مدتي بود ادا در مي آورد. (هنوز سه ماه از خريد و نصبش نگذشته بود) وقتي كامپيوترم را روشن مي كردم شروع به وزززززززز ممتد مي كرد با سيلي يكي دوبار رو سرش و صورتش ميزدم صداش خفه ميشد ميترسيدم از كار بيفتد و پاورم كلا بسوزد. كامپيوترم دل و روده اش بيرون است لذا چرخيدن پره هاش را از اين ور توري پاور مي پاييدم تا مبادا واايسته و مشكل ايجاد كند. تا اينكه يه روز متوجه شدم صدا نمي كنه اما وقتي كامپيوتر تازه روشن شده اول سرعت چرخش پايينه رفته رفته زياد ميشه و دور مي گيره. خوب طبيعي است كه اول بالاي پاور گرم ميشد بعد يواش يواش سرد ميشد. تا اينكه يه روز ديدم اصلا دلش نمي خواد دور بگيره پاور را باز كردم (چون شب بود و پنج شنبه بود) فن پاور قبلي ام را به جاش نصب كردم ديدم فن پاور قبلي ام كه نصب كردم كار ميكنه گفتم لابد نيم سوز شده روز شنبه رسيد فن‌و بردم پيش لوازم كامپيوتر فروشه فنو از من گرفت و با دستش ضربه اي به يكي از پره هاش زد، فن نمي چرخيد ترمز داشت!! فهميدم كه اين فن خراب نيست احتمالا يه قطره روغن مي خواد!! فروشنده به روي خودش نياورد يه فن جديد به من داد و هزار و پونصد هم گرفت. اومدم خونه روكش چسبدارش رو برداشتم تكمه پلاستيكي وسطش رو برداشتم يه قطره كوچولو به داخل محورش روغن چرخ خياطي ريختم دوباره تكمه پلاستيكي را سرجاش زدم با دستم يكي دوبار به پره اش زدم درست شد ترمزش برطرف شد مثل فن جديدي كه گرفته بودم قشنگ مي چرخيد (دير واميستاد). دو تا فن را تو نايلون گذاشتم و بايگاني كردم.

اين بود قضيه يه قطره روغن، آقا اين روغن چه كارا كه نميكنه!!

 
 

<<>>
<<<<>>>>
<<>>

 

 
 

 

 

 
 

سلام

سلام

سلام

سلام


 

 


<<>>
<<<<>>>>
<<>>

 

 
 

 

سلام

سلام

سلام

سلام


 


<<<>>>
<<<>>>

 <<>><<>>

 

  دفتر ترجمه ، تاليف و نشر استيار
(سليماني)

s_rasoul@yahoo.com